تبليغاتX
 

 

در گفتگو با فارس:

صفار هرندي علت احضار بسيج دانشجويي دانشگاه تهران به دادسرا را تشريح كرد

خبرگزاري فارس: مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران علت احضار اعضاي اين تشكل دانشجويي را به دادسرا تشريح كرد.

 

سجاد صفار هرندي مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس در خصوص ماجراي احضار اعضاي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران به دادسرا اظهار داشت: چند روز قبل احضاريه‌اي دريافت كرديم كه در آن از بسيج دانشجويي دانشگاه تهران خواسته شده بود ظرف 3 روز در شعبه ششم مجتمع رسيدگي به كاركنان دولت براي ارائه پاره‌اي توضيحات حضور پيدا كنند و گفته شده بود اين مساله مرتبط با نشريه سپيدار، نشريه ارگان بسيج دانشجويي دانشگاه تهران است.
وي افزود: نشريه سپيدار در يك شماره به پرونده موسوم به استات اويل پرداخته بود. استات اويل يك شركت نفتي نروژي است كه به جرم پرداخت رشوه در سال 83 به يكي از مقامات نفتي ايران براي تصاحب فازهاي 6، 7 و 8 ميدان نفتي پارس جنوبي در دادگاه‌هايي از نروژ و آمريكا محكوم شده و كليه اعضاي هيئت مديره و مدير عامل آن تغيير كردند و بر اساس حكم دادگاه در آمريكا از ادامه فعاليت اين شركت جلوگيري شد.
صفارهرندي در توضيح ماجراي پيگيري اين پرونده از سوي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران، خاطرنشان ساخت: دوستان ما در بسيج دانشجويي پس از پيگيري‌ها و تحقيقات خود در سال 85 طي نامه‌اي به دادستان كل كشور از وي درخواست كردند كه اين مساله مورد پيگيري قرار گيرد چرا كه اگر رشوه دهنده‌اي بوده،‌ لاجرم رشوه‌گيرنده‌اي هم بوده است و جا دارد در نظام ما كه به حق مدعي عدالت علوي و اسلامي بودن است اين مساله با قاطعيت و جديت مورد پيگرد قرار گيرد.
مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در ادامه خاطرنشان ساخت: اين مساله به تشكيل پرونده‌اي در شعبه سوم مجتمع رسيدگي به جرايم كاركنان دولت منجر شد و اعضاي بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران نيز شواهد و مدارك خود را مبني بر محكوميت اين شركت در آمريكا و نروژ به دادگاه ارائه كردند اما بعد از گذشت حدود يكسال متوجه شديم تحقيقات بدون هيچ اقدام و پيشرفتي متوقف و مختوم اعلام شده است و به همين دليل در اين بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران طي يك بيانيه رسمي و يك شماره از نشريه سپيدار به اين مساله پرداخت و از قوه قضائيه به دليل اهمال و بي توجهي نسبت به اين پرونده انتقاد كرد.
صفارهرندي با بيان اينكه اميد ما اين بود كه اين مساله باعث به جريان افتادن مجدد پرونده شود، اظهار داشت: پي‌گيري‌هاي حقوقي را نيز انجام داديم اما متاسفانه با احضاريه‌اي مواجه شديم كه ما را به عنوان متهم به دادسراي ويژه كاركنان دولت احضار كرده بود و عزيزان ما در قوه قضائيه به جاي استقبال از اين نقد خيرخواهانه راه شكايت را در پيش گرفتند.
وي در پاسخ به اين سوال كه شاكي بسيج دانشجويي چه كسي است، تصريح كرد: علي‌الظاهر اين مساله با گزارش روابط عمومي و اطلاع رساني قوه قضائيه و پس از آن با شكايت دادسراي عمومي تهران از بسيج تهران به جريان افتاده است و وقتي ما در مجتمع رسيدگي به جرايم كاركنان دولت حاضر شديم، دريافتيم اتهام ما اهانت به قوه قضائيه مي‌باشد. ضمناً به ما گفته شد كه ظرف 10 روز دفاعيه خودمان را جمع‌آوري كنيم و در جلسه آينده هم از آنجا كه قرار صادر خواهد شد، سند ملكي براي توديع وثيقه به همراه خود بياوريم.
مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در بخش ديگري از سخنانش تاكيد كرد: مجموعه اي از حوادثي كه طي چند ماه گذشته رخ داد، از جمله مساله پرونده برج‌هاي دو قلو در شيراز و برخورد با دانشجويان معترض به آن مساله، برخورد با طلبه سيرجاني معترض به زمين خواري، روند نامناسب و مخدوش رسيدگي به پرونده امنيتي مربوط به انرژي هسته‌اي و مسائلي از اين دست، جريان دانشجوي اصولگرا و در راس آنها بسيج دانشجويي، مسئولين قضائي را دعوت به پاسخگويي در برابر اين ابهامات و مسائل كرد و از مسئولين قضائي خواست بفرمايند ويرانه‌اي كه در سال 78 تحويل گرفته اينك در چه وضعيتي به سر مي‌برد.
اين فعال دانشجويي با اشاره به اينكه در تحصن دانشجويان اصولگرا در مقابل دادگستري، دادستان عمومي تهران وعده داد كه ظرف يك ماه اقدامات و اطلاع‌رساني مناسبي درباره مبارزه با مفاسد اقتصادي انجام خواهد شد، خاطرنشان ساخت: با وجود اين اظهار نظر ايشان، به نظر مي‌رسد اين فرصت يك ماهه به تلاش‌هاي ديگري گذشته است.
صفارهرندي با بيان اينكه توقع ما اين بود كه اين مساله و درخواست كه از سوي وفادارترين نيروها به نظام و انقلاب اسلامي مطرح شده بود با پاسخ همدلانه‌تري از سوي مسوولان قضايي مواجه شود، خاطرنشان ساخت: اما شكايت از بسيج دانشجويي تهران و تهديد به جلب و مواردي از اين قبيل نشانگر اين است كه اين توقع چندان واقع بينانه نبوده است.
مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و علوم پزشكي تهران در پايان گفت: دوستان چنانچه آشنايي ضمني با ويژگي‌ها و عناصر جريان دانشجويي اصولگرا داشتند در مي‌يافتند كه اعمال اين گونه روش‌ها تاثيري در اراده دانشجويان عدالت طلب ندارد و بسيج دانشجويي دانشگاه تهران در اين مورد خاص يعني پرونده استارت لويل به دليل شائبه‌هاي جدي كه درباره آن وجود دارد تا حصول نتيجه نهايي و رسوا شدن مافياي نفتي در منظر افكار عمومي از پاي نخواهد نشست
.

 

 

نوشته شده در 11/13/1386ساعت03:31 توسط scott | لینک ثابت || نظرات(4) - ارسال نظر -
 

مصلحت نظام یا منفعت عظام

 

باور کردنی نیست ، اینکه آدم خود را میان بحبوحۀ وقایعی ببیند که یکبار تاریخ را به خود لرزانده . انگار رسم روزگار است که هر روز بازی خود را تکرار کند ولی با مهره های جدید. گاهی که دوران ما با روزگاران حیات امیر المومنین (ع) مقایسه می شود هستند کسانی که با دیده تردید به این مقایسه نگاه می کنند و آن را غلو آمیز می خوانند .

 اما بر هیچ دیده تیز بین و عقل عبرت آموزی پنهان نیست که امروز هم مثل دوران علی (ع) خواستگاه ریزش و رویش یاران حق است . یارانی که زمانی با نثار جان خود و ایستادگی بر سر آرمان های متعالی و انسانی بنایی را بر افراشتند که سرپناه خیل کثیری از  بی پناهان وآوارگان حیات بشر شد . اما پس از چندی با نفوذ دنیا پرستی و عدم رعایت تقوا در جبهه هایی  قرار گرفتند که پرچم دنیا دوستی و نفاق را به دست داشتند.

از این روست که مقام معظم رهبری در دیدارهای دوستانه و به هر بهانه ای که با دوستان و یاران انقلاب داشتند بارها به مضمون فرمودند که:« مسئله حبط اعمال واقعیت است ، گاهی کسانی عمری را در رکاب حق شمشیر می زنند ولی در اواخر کار علیه حق موضع می گیرند.» و این بلایی است که امروز دامان برخی یاران پیشین و کج روان کنونی را گرفته است .

در سالی که به اتحاد ملی و انسجام اسلامی مزین شده و وحدت و همدلی همه مردم و مسئولین را می طلبد ، دیدن صحنه ها و رفتارهای خلاف این شعار متعالی درد آور و بحران آفرین است.

آری سخن از کسانی است که هرگاه حرف خلاف و تعدی به بیت المال و خیانت مطرح می شود سخن با نام آنها می آغازد. کسانی که تساهل و تسامح در مقابل متجاوزان داخلی را با واژه مصلحت به بار می نشانند و تیغ عدالت را بر گلوی خیانتکاران از پنبه کند تر می کنند. همانان که مواضعی در مقابل مواضع رهبری اتخاذ کرده و بر آن پای می فشارند.

اینجاست که مظلومیت علوی در آئینه تمام نمای ولایت فقیه جلوه می کند و دوران حکومت علی(ع) بعد از پیامبر(ص) را چون خاطره ای تلخ در ذهن انسان به یاد می آورد . اینکه چرا باید برخی افراد با استفاده از پیشینه انقلابی خود در اموری دخالت کنند که در حیطه وظایف و اختیاراتشان نیست .آیا آنان به یاد ندارند نامه علی(ع) را به والی یکی از ممالک اسلامی که در آن بر قاطعیت برخورد با خائنین و صراحت در اجرای احکام آن داشت تاکید می کرد.

و اکنون چگونه است که دستگاه قضایی برای برخورد با کسی که به قول کارشناسان اطلاعاتی و نظامی از خائنین است باید منع شود و بعد سر از کاروان حفاظتی یاران قدیم انقلاب در بیاورد .آیا اگر یک فرد عادی و از توده مردم یک چنین کارهایی می کرد دیگر کسی می توانست از او نشانی بیابد ؟آیا جای او نیزار اعراب نمی شود؟!

این منطق غیر اسلامی دفاع از خائنین در کجای حکومت علوی جا دارد که توجیه گر رفتار این دست مسئولین شود.

اینجاست که می فهمیم وقتی امام زمان به دلیل بی لیاقتی ما رخ در پرده غیبت کشیده است یعنی چه؟! به قول قدیمی ها : هرچه بگندد نمکش می زنند ، وای به روزی که بگندد نمک.

ای کاش داعیه داران دوستی با انقلاب به جای مقابله با دولت تا این حد که کرم های داخلی خورنده ی ریشه ی طوبای انقلاب را حمایت کنند ، دست از لجاجت و بی تقوایی کشیده و حبط اعمال انقلابی خود را بر صفحه ی تاریخ رقم نزنند ، باشد که بعد از آنها طلب خیری از طرف مردم برای ایشان از خدای منان مسئلت شود.

از این روست که هر چه پیش می رویم می بینیم که صدق فرمایش معصومین (ع)  روز به روز بیشتر عیان می شود که فرمودند مهدی (عج) ظهور نمی کند مگر اینکه خوب و بد شما کاملا غربال شوند.

امید است با آگاهی و بینش روشن و علوی ما دانشجویان راه بر اینگونه افراد برای یکه تازی در عرصه سیاست و قدرت ، سوار بر مرکب بی تقوایی و لجاجت بسته شود.

 

نوشته شده در 11/1/1386ساعت08:51 توسط scott | لینک ثابت || نظرات(1) - ارسال نظر -
 

الو سلام منزل خداست؟

 

اين منم مزاحمي که آشناست

 

 هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز

 

 پشت خط در انتظار يک صداست

 

 شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما که مي رسد ،

 

حساب بنده هايتان جداست؟

نوشته شده در 11/1/1386ساعت08:36 توسط scott | لینک ثابت || نظرات(0) - ارسال نظر -
 

                          

جريان عاشورا

 

دارم قلمي همچو نشتر در دست

كز غربت دين محمدي بشكست

 

با بشكسته ي نشتر خود غمگساران

حك كنم بر دل پيغام حسين و ياران

 

داني زچه مولا برخاست از شهر و ديار؟

كردند عزم نينوا ياران صغار و كبار

 

بهر احياي دين جدش محمد

امر معروف و نهي منكر شد سرمد

 

مانده در آسمان دل ،اين نوا از نينوا

كل يوم عاشورا كل ارض كربلا

 

شعشعه اي از عاشورا بود انقلاب

روح ا... فرزند حسين ،آن يار ناب

 

پرچم هيهات من الذله را داشت بر دست

آريا بتكده را چو ابراهيم بشكست

 

اليوم ،يوم انسجام است و اتحاد

لبيك به هل من ناصر، باشد جهاد

 

باشد راهبر خود را كنيم ياوري

بين حق و ناحق عصر خويش داوري

 

بر ملحدان و مفسدان تيغ عدالت

از پنبه كندتر نكنيم با نام مصلحت

 

محرم و بهمن اين دو ماه فتح المبين

گشتند در سال اتحاد با هم قرين

 

اين الطالب بدم المقتول الكربلا

صبح ظهور نزديك است بشارت بادا

                                                                                          

نوشته شده در 11/1/1386ساعت08:23 توسط scott | لینک ثابت || نظرات(0) - ارسال نظر -
 

 

كاريش نمي شه كرد!!

  

 

به نظر شما چرا دانشكده ي ما نسبت به دانشكده هاي ديگه كم رونق ترِ؟ منظورم از كم رونق اينه كه چرا تو دانشكده ي ما همايش ها و مراسم ها و ... برجسته و سطح بالا اجرا نمي شه؟ يا بهتر بگم اگر هم اجرا بشه نمي تونه جمعيت زيادي رو جذب كنه؟ همانطور كه در جريان بوديد، همايش فيزيوتراپي در ICU در دانشكده برگزار شد، اما چرا اين قدر بي سروصدا؟ چرا با اين استقبال كم؟ اين عدم استقبال با توجه به يك واقعيت واضح بنظر مي رسه:

اون بنده خدائي رو در تظر بگيريد كه بخواد بياد دانشكده... بايد از دانشگاه بياد انقلاب، از اونجا هم دو راه بيشتر نداره، اول اينكه بره تو صف اتوبوس و وقتي توبوس پر از آدم اومد، با سعي و كوشش و پشتكار و هل و فشار و ... خودش رو يه جوري به اتوبوس متصل نگه مي داره!! در غير اين صورت بايد دست تو جيب مباركش كنه و x تومان رو به باد بده  

«قيمت رو نمي گم تا رانندگان محترم تاكسي پررو نشن !» چه با تاكسي چه با اتوبوس بياد بايد نظاره گر به فنا رفتن عمر و وقتش تو مسير باشه. وقتي هم پياده مي شه كُپ مي كنه چون مي بينه بالاي در گاراجي نوشته شده به همايش ... خوش آمديد!!

بله ديگه كاريش نمي شه كرد، مگر اينكه بشه 6000 متر زمين تو پرديس مركزي پيدا كرد( مثلاً دانشكده دندانپزشكي)  « اين حرف من نيست ها... يكي از اون بالايي ها گفته».

 

 

نوشته شده در 10/3/1386ساعت03:04 توسط scott | لینک ثابت || نظرات(2) - ارسال نظر -
 

تريبون آزاد

 

 

اول قرار بود تو كلاس برگزار بشه ، اما بعداً اعلام كردند تو آمفي تئاتر برگزار مي شه... خوب اين جوري تعداد حضّار بيشتر مي شد و تعداد بيشتري دانشجو مي تونستن تو اين جلسه حضور پيدا كنن ، اما تعداد شركت كننده ها اون قدري بود كه حتي تو كلاس ۴ (که ظرفیتش حداکثر ۲۰ نفره) هم مي شد يه جوري جمع و جورش كرد.اين عدم استقبال يا به علت بي تفاوتي دانشجوها نسبت به وضعيت خودشون و دانشكده بوده( كه خيلي بعيد بنظر مي رسه، تجمع براي غذا اين رو ثابت كرد) يا اينكه...

 

نوشته شده در 10/3/1386ساعت02:55 توسط scott | لینک ثابت || نظرات(0) - ارسال نظر -
 

بنویسید دانشجو بخوانید انتخابات

 

 

خیلی قبل تر ها

 

آنروزها یادش به خیر . تلویزیون سید خندانی را نشان می داد که عبای شکلاتی بر دوش انداخته و بار سنگین مسئولیتی را با متاع آزادی از ملتی خریده و چندین ملیون دل را به دامن خود گره زده است . گفتیم خوشابه حال انقلاب که سیدی آمده و کمر به اصلاح کژی ها بسته است ، گفتیم آمده است تا طرحی نو در اندازد آمدیم دل ببندیم که دیدیم به حباب روی آب و فانوس رو به باد دل بسته ایم ، دولت آزادی بیان هنوز یک سال از حضورش نگذشته است اقدام به اخراج اساتید مذهبی از دانشگاه کرد ، آمار باور نکردنی بود سید آزاد اندیش بیش از صد تن از اساتید حزب اللهی را که مخالفش بودند با همکاری وزیر علوم و روسای دانشگاهها وادار به بازنشستگی و یا  اخراج کرده بود . نمی دانم سید تغییر کرده بود یا بازیچه شده بود ؟ این همان مردی بود که میگفت زنده باد مخالف من .!! به همین زودی . تمام شد . نقاب را به این زودی برداشت . اما داستان اینگونه بود که سید فریب دیکتاتوران علمی اصلاح طلبی را خورده بود که هیچ مخالفی را نمی پذیرفتند و به نام خاتمی و به کام خودشان سید مارا بازیچه خود کردند . بیچاره سید دستمایه شده بود دلم برایش میسوخت

 

قبل ترها

 

هنوز چند سالی از این آلوده کردن ساحت دانشگاه به تصفیه حزبی و سلیقه ای اصلاح طلبان نگذشته بود که سید اصلاح دوست و یاران پروژه دیگری آفریدند . حادثه ننگین هجدهم تیرماه و بی سیم های وزارت کشور در بین اغتشاش گران ، و تضمین از سوی وزرا و آشوب از طرف دولتمردان و تئوریسین ها و سید که در میان مهلکه گیر افتاده بود مهلکه ای میان ، رفتن پیش یاران ، پیوستن به صفوف اغتشاش گران و جدایی از ملیونها نفر از ملت مسلمان که در تظاهرات روز جمعه علیه قلم به مزدان اصلاح دوست اعلام برائت کردند و یا جدایی از تندرویان اصلاح گر که دیگر از قول ملتی افساد گر شده بودند . سید هم داشت افسادگر میشد باید طرحی دیگر در اصلاحات انداخت . سید و یاران دل آقای این مملکت را خون کرده بودند . همانجا که از دست منافقین دست بر دعا برداشت و در جمع زخمی شدگان غائله کوی فرمود: که ای سید و مولای ما ، پیش خدای متعال گواهی بده که ما در راه خدا تا آخرین نفس ایستادیم و آرزوی شهادت کرد . سید شرمگین از یاران و ناچار از جدایی راه سازش و سرکوب یاران پیش گرفت . همینجاها بود که گفتند عبور از خاتمی .

 

بعد از قبل ترها

 

گفتند دور اول سد راهمان شدند ، جلوی دوربین ها سید گریه کرد که وای بر اصلاحات و اشک می ریخت بر دوگانگیش ، ما بین قانون و قانون شکنان . به امیدی دوباره ملیونها دل روانه کاخی شد که مردی با عبای شکلاتی بر آن تکیه می زد . دلهایی که دنبال عزت و استقلال بودند هنوز چندی نگذشته بود دیدند که سیدجمهور بنای خواری ملت در رو به روی بیگانگان را گذاشته است از شروع سفرهای اروپاییش و گرفتن دکترهای افتخاری در دانشگاههای دنیا ، تا تحقیر شدنمان در فرانسه که ژاک شیراک رییس یک ملت را با کم محلی تحقیر میکرد ، از هم سفره ای و شام با آمریکایی ها ، از فرستادن آدمهایشان برای آمریکا که ما غلط کردیم که سفارتتان را گرفتیم ، ما معذرت میخواهیم ، ما آنروز دانشجوی خط امام بودیم . اما حالا...

عزتی که با سه دهه مبارزه و زندان ها و شکنجه و صدها هزار شهید به دست آمده بود داشت از دست می رفت آن از وضع دانشگاههای خودفروخته غرب زده که سبب بهجت غربیها و وزیر علوم دست نشانده شان شده بود ، آن از وضع انرژی هسته ای و آن همه ذلت در مذاکره و فروختن مملکت به چرخ هواپیما و آن هم از وضع تساهل و تسامح فرهنگی که با نام فرهنگ هتاکان را بزرگ کردند و با نام دین انجمن های غیر دینی راه انداختند و فضای علمی دانشگاه را به فضای آلوده سیاست زده حزبیشان تبدیل کردند و باز هم این سید بود که میان لباسش و مرامش و یارانش گیر افتاده بود

 

 

قبل از حالا

 

هشت سالی پر از خون دل ، پر از تک صدایی اصلاحات پایان یافته بود و حالا خاتمی بود و نامه های یاران که سید چه نشسته ای که دورانت دارد تمام میشود بیا و پروژه براندازی را تمام کن و سید کماکان در کشاکش یاران بود ملت . ملت آزادیخواه اصلاح طلب  و یاران افساد طلب و وابسته . نامه ها می رسیدند ، یاران رسوا میشدند و در دادگاه عدالت مردم محاکمه میشدند و تو بر این بازیچه شدن سید تاسف میخوردی ؟ آن زمان که خواستند از او عبور کنند ، آن زمان که یاران دبستانیش در همین تالار فنی برایش هو کشیدندو سید ما مانده بود یک راه که از اول اشتباه آمده بود .چه باید میکرد ؟

 

حالا

 

مرد دیگری آمد از سلاله انقلاب ، دولتی که هموز یک چهارم سید عمر کرده است و دوبرابر او کار عمرانی ، حل مساله هسته ای ، دیپلماسی با عزت و.... اما یاران سید گویی تحزب را بر اصلاح ترجیح می دهند هر چند که سالها بود برایمان ثابت شده بود ، قلم ها تیز شد ، جمله ها و شایعات آماده ، حمله . دوباره یاران دندان تیز کردند تا دوباره برای پروژه های محول شده شان تلاش کنند . این بار جنگ فرهنگی است و ما هنوز هم تا آخرین نفس ایستا ده ایم . سید هنوز از یاران دست نمی کشد ، با اینکه یارش نبودند و چون عروسکی روی صحنه هشت سالی رقصاندندش اما دیگر دلم برای سید نمی سوزد . خودش میخواست . و اکنون دوباره با همان یاران که روزی هیمنجا فحشش دادند دوباره جمع شده اند تا طرحی دیگر بیاندازند . باز هم سید ما عروسک ، عروسک گردانان شد . خیمه شب بازی به نام روز دانشجو و عروسکی به کام انتخابات و خوش رقصی دوباره یاران نیمه راه ، که می  خواهد کار نا تمام گذشته را بیایند و تمام کنند . می آیند تا دوباره روی خون شهدا پا بگذارند ، دانشگاه را دوباره سیاسی کنند، مجلس بروند و تحصن کنند و روزانه چند ملیون تومان را برای تحصنشان چلوکباب بخرند و بعد بگویند زنده باد آزادی . زنده باد مخالف من که از دانشگاه اخراجش کردیم و باز چه کسی بهتر از خاتمی دست مایه و بهانه میشود. عادت کردیم بنویسیم خاتمی ، بخوانیم آنها، بنویسیم دانشجو بخوانیم به کام آنها ، بنویسیم اصلاحات بخوانیم افسادات .

 

بعدترها

 

سال 1404 است و سید گوشه ای نشسته و بر گذشته اش حسرت میخورد ، از اینکه با نام اصلاحات دبستانی هایش چه افسادات که نکردند و به نام سید شد و به کام آنها اینجاست که سید قلم بر می دارد مینویسد خاتمی ، میخواند بهانه ، بازیچه ، توبه .

نوشته شده در 10/2/1386ساعت04:40 توسط scott | لینک ثابت || نظرات(1) - ارسال نظر -
 

 فروپاشی شوروی

 

انصافاً غذای دانشکده از وقتی که از اون بالا می یاد خوشمزه و با کیفیت تر شده، اما متأسفانه بعضی ها نمی تونن خوشحالي دانشجو ها رو ببینن، آخه دانشجو چه گناهی کرده؟! درد دل یکی از دانشجوها رو با هم می شنویم:

 « خوشحال بودم که بعد از مدت ها و سال ها می خوام واسه اولین بار یه غذای خوشمزه تو سلف دانشکده بخورم، مسئول توزیع غذا ظرف رو نگه داشته بود تا من بگیرم، تا اومدم ظرف رو بگیرم یه دست، محکم عین انبردست دستم رو گرفت و من رو از غذا دور کرد و داد زد فلانی نمی ذارم غذا بگیری چون کارتت رو گم کردی،

 من هم گفتم آقای ... خوبه که خودت می گی کارتت رو گم کردی ، خوب وقتی آدم کارتش گم می شه حداقل 1 روز بدون کارت و شارژ می مونه دیگه( بگذریم از اینکه هر روز بیمارستانم و 1-12 هم که در معاونت بستس) بعد آقای ... گفت مو نَمی دونُم ... باید اَ رو جسدِم رد شی تا وُلِت کُنُم غذا بَگیری. به نظر شما این رفتار آقای ... که بجز این دوست عزیز باعث رنجش و آزار خیلی از دانشجوها و و حتی مسئولین توزیع غذا شده چه علتی داره؟  

 1-خوب وقتی به دانشجو غذای خوشمزه میدین اون وقت به کارکنان از اون چیزها، همین می شه دیگه، خوب آقای ... هم دلش می خواد! 2- زیباتر شدن فضای دانشکده 3- فشارهای کاری و اجتماعی و روانی 4- سهمیه بندی بنزین 5- فروپاشی شوروی!  6- افزایش خطر انقراض چیتاهای آفریقایی 

نوشته شده در 10/2/1386ساعت04:23 توسط scott | لینک ثابت || نظرات(0) - ارسال نظر -
يا مهدي 

تنها اميد هستي ، عشقي به نام مهدي

                            مهدي براي عشق و عشقم براي مهدي

مست  از شراب عشقُ آقا جمال عشق است

                            من عاشق وصالم، عاشق براي مهدي

غايب زِ ديده ها او، حاضر به جمع ياران

                            با چشم دل توان جست يك رد پا زِ مهدي

آن نور جلوه ي حق، آيد زِ مشرق حق

                           غايب براي عشق است، جانها فداي مهدي

آيد چو صبح روشن، خرم كند دل من

                           من شعر خود نگويم جز در ثناي مهدي

باپرچم عاشورا، بر لب نواي زهرا

                          دلها چه زنده گردد، با يك صلاي مهدي

با ذوالفقار مولا، در جست و جو

                         اي مادر عزيزم، تنها نواي مهدي

با لشكري زِ خوبان، كوبنده همچو طوفان

                         باطل زِ ريشه نابود، در كربلاي مهدي

تا صبح روز هجرت، حق بر جهان مسلط

                        عالم زِ عدل مشحون، اين هم وفاي مهدي

نوشته شده در 10/2/1386ساعت03:41 توسط scott | لینک ثابت || نظرات(0) - ارسال نظر -
 

-وقتی مرغ بد قولی بپره...

 

«اِ اِ ... این چیه؟... پس کو مرغش؟!» این جمله ی اکثر دانشجوهای دانشکده بود وقتی که به جای مرغ بشون استانبولی داده بودند و شروعی برای یک انقلاب بزرگ! بل و بچس غذاهای خودشون رو پهن حیاط کردند و جمع نسبتاً خوبی بوجود اومد و شروع کردند به شعار دادن: استانبولی بجا مرغ... نمی خوایم نمی خوایم   ، آقای X کجایی؟... به ما یه قولی دادی...   ، دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد. بعد هم با حضور نیروهای آشپزخانه تظاهرات به درگیری کشیده شد... اِ ..ببخشید، تظاهرات به وعده گیری کشیده شد و خلاصه مسئولین در حضور صدها دوربین( نوکیا، سونی اریکسون، ... ) قول مساعد دادند که غذا از اون بالا بیاد و دیدیم که نتیجه داد.

نوشته شده در 10/2/1386ساعت10:43 توسط scott | لینک ثابت || نظرات(0) - ارسال نظر -
 

 

Blue tooth or black tooth

 

 

آیا تا به حال به فیلم ها و عکس هایی که از طریق بلوتوث به دستتان می رسد یا در موبایل دوستان و همکارانتان مشاهده می کنید توجه کرده اید؟! بگذارید این سؤال را مطرح کنیم که شما چه فیلم یا عکس هایی را می بینید، آیا برای دیدن ؟؟؟؟؟؟ خارجی دارید یا نه ترجیح می دهید با دیدن همه ی فیلم ها و عکس ها در جریان تازه ترین فیلم ها و عکس های بلوتوثی باشید؟!!

اگر به چند سال اخیر توجهی داشته باشید شما هم این مطلب را تأیید خواهید کرد که خیلی از عکس ها و فیلم ها با عناوین و محتوای گوناگون به بیان مردم و به خصوص قشر جوان جامعه راه پیدا کرده است حتی این افزایش در بین قشر تحصیل کرده جامعه و دانشجویان نیز بسیار چشم گیر و قابل توجه می باشد. نمونه های این فیلم و عکس ها بسیار زیاد است که شاید شما نیز یک یا چند نمونه از آنها را دیده باشید مانند تصاویر خودکشی دختری در مترو یا بریدن سر فردی به طرز فجیح یا بیرون آوردن جسد جوانی از قبر و یا صحنه های آزارواذیت دختران جوان و بسیاری نمونه های دیگر که مشاهده ی آنها باعث ایجاد تنش های عصبی روانی و یا حتی تعارضات اخلاقی در فرد می نماید. شاید شما هم روی این مطلب صحه گذارید که هر زمان که یکی از این فیلم یا عکس ها را مشاهده می کنیم ساعت ها و یا حتی روزها فکرمان را درگیر و مشغول خودش می کند به نحوی که گاهاً فعالیت های روزانه مان را تحت تأثیر خودش قرار می دهد. دیده شده افراد با دیدن این فیلم ها افسرده، گوشه گیر و یا حتی خشن و پرخاشگر می شوند

اگر کمی دقت کرده باشید و موشکافانه تر به این فیلم ها توجه کرده باشید می بینید که اکثر آنها با mix یک آهنگ تأثیرگذار یا نوحه همراه می باشند. باید به این نکته ی ظریف توجه شود که این عمل دو هدف را دنبال می کند.

1- سوء استفاده از نوحه یا آهنگ برای تأثیرگذاری بیشتر فیلم.

 2- تغییر اهداف و مضامینی که درپس یک نوحه یا مستمر تأثیرگذار وجود دارد.

 این فیلم ها و به گارگیری این شیوه ها باعث می شود به طور غیرمستقیم و هم زمان هم در فرد آشوب های ذهنی و عصبی ایجاد شود، هم فرد را دین زده و فراری از مکان ها و مراسم هایی بکند که همراه با این مضامین می باشد.

 هر فرد روشن فکر و آگاهی باید هشیار باشد که درپس ساخت و تدوین این فیلم و عکس ها دشمنان کشور ایران و همچنین اسلام می باشند که می خواهند جوانان پرشور کشورمان را به این مسادئل سرگرم کنند تا از تفکر، پژوهش و تلاش برای ساختن کشوری آباد و آزاد باز بمانند.

 

نوشته شده در 10/2/1386ساعت09:35 توسط scott | لینک ثابت || نظرات(0) - ارسال نظر -